عباس اقبال آشتيانى
326
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
در عهدهء امير چوپان باقى گذاشت و پسر امير چوپان يعنى تيمور تاش را هم به حكومت ولايت روم فرستاد و او خواجه جلال الدين پسر ارشد خواجه رشيد الدين فضل اللّه را به سمت وزارت و استيفاى بلاد روم برگزيد . در موقع ورود ابو سعيد به سلطانيه خواجه رشيد الدين پسر خود غياث الدين محمد را باستقبال او فرستاد و چون سابقهء كدورتى با امير سونج داشت و مىدانست كه امير مزبور كينهء او را در دل گرفته در صدد برآمد كه خود را بامير چوپان رقيب امير سونج نزديك كند و در مقابل او جهت خويش حاميى قوى بدست آورد به همين جهت با تاج الدين عليشاه و امراى ديگر محرمانه ساخت و بالاخره هم بتدبير ايشان بود كه مقام - اميرالامرائى چوپان تثبيت شد . در نتيجهء اين ترتيب ابو سعيد و امير چوپان خواجه رشيد الدين و خواجه عليشاه را در مقام وزارت باقى گذاشتند ولى زمام عمدهء امور در كف عليشاه قرار گرفت و رشيد الدين كه در اين تاريخ پير و از كارهاى ديوانى آزردهخاطر شده بود خيالى نداشت جز آنكه از شر دشمنان آسوده ماند و بقيهء عمر را راحت به آخر رساند . از اولين وقايعى كه در عهد سلطان جوان اتفاق افتاد تهمت توطئهاى بود كه بر قتلغ شاه خاتون زوجهء اولجايتو و امير تغماق بر ضد ابو سعيد بستند و امير چوپان تغماق را دستگير نمود و پس از مصادرهء اموال ، او را بنيابت خود برگزيد و امير ايسن قتلغ را نيز به حكومت خراسان و دفع مغولان اولوس جغتاى روانه كرد . قتل خواجه رشيد الدين در 17 ج 1 سال 718 - امير چوپان بتدريج قدرت فوقالعادهاى پيدا كرد و رشتهء جميع كارهاى لشكرى و كشورى را در دست گرفت بهطورىكه جز اسم سلطنت چيزى ديگر براى ابو سعيد باقى نبود و اين امير چنان كه گفتيم با خواجه رشيد الدين طريق يگانگى مىسپرد ولى اين امر باعث تحريك حس حسد و غضب عليشاه بود و او سعى مىكرد بهر وسيله باشد خواجه رشيد الدين را از چشم امير بيندازد و با متهم ساختن او از اعتبارش بكاهد بلكه اگر بتواند رقيب جليل القدر خود را به يكبارگى از ميان بردارد و ميدان را براى تاختن از وجود او خالى سازد .